درک کنیم - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 18:54
دوست ندارم تو این وبلاگ سیاسی بنویسم. ولی... ولی... روزهایی را یادم می آید که جنگ بود. دلشوره و اضطراب یک کودک که از بالای شهرش هواپیماهای جنگی می گذرند را درک می کنید؟ تازه شهر من اصلا در معرض خطر نبود. آینده نامعلوم... خانه ای که فقط یک اتاقش گرم می شد به خاطر کمبود سوخت... کمبود مواد غذایی... ج
دوباره - تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 19:00
روز و شبم با یه موجوده دوست داشتنی پنجاه سانتی ( که الان شده شصت و پنج سانتی) می گذرد. روزهای سختی بود. به طوری که نمی تونستم شیرینیش را بچشم. گذشت و الان سرشار از شیرینی است. هر چند سختیهایش به قوت خود باقی است. شاید من عادت کرده ام. ولی لبخندهایش را با دنیا دنیا عوض نمی کنم. اینکه مدام می خواهد
می گن... - تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 10:43
سالها بود که از عدم مسوولیت پذیری پزشکان و پرستاران می شنیدم.  اینکه تا پول پرداخت نکنی کاری انجام نمی دهند و بعدش هم که واویلا... تا اینکه چند روز پیش در اورژانس بیمارستان از حال رفتم.  پرستارها پریدند سمت من و بدون اینکه  پولی پرداخت کرده باشم یا حتی بتوانم قدم از قدم بردارم که پرداخت کنم  با روی ...
رقابت درست - تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 10:43
http://mooshekafi.blogsky.com/1395/12/06/post-34/باور-کنید-همه%E2%80%8Cشان-صاحبان-آژانس-نبودندتنها پیش نوشت:  موضع من مشخص است. هر چیز قدیمی و ناکارآمدی محکوم به نابودی است. خوب و بد بودنش هم با ما نیست. آرام و خشن بودنش هم با ما نیست. از بین میرود. چتر حمایتی و جلوگیری از آسیبها یک مشت حرف برای دل ...
اخلاق خوش - تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 3:38
 امروز رفتم که از مرد زشت سبزی فروش کوچه پشتی سبزی بخرم. تصمیم کرفتم که تا جای ممکن نگاهش نکنم. یک خانم دیگر هم بود. ولی رفتار خوش مرد سبزی فروش موقع جمع کردن سبزی و حساب کردن به حدی بود که در ذهنم دیگر مرد خوش اخلاق سبزی فروش شده و چهره اش یادم نمانده است.
... - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 14:36
بچه های دانشکده یک کانال تاسیس کردند، که توش راجع به مشکلات دانشکده و اساتید می نویسند. نه لزوما بد، ولی طنز و بدی هم قاطی کار است. برای من هم فرستادند که عضوش شوم. اول عضو شدم و خواندم. ولی بهشان گفتم مخالف هستم و راههای بهتری برای انتقال خواسته هایشان وجود دارد، گفتگو. چون بیان این چیزهادر این مقی...
شادی کلاسم - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 14:36
 غرق شادی و لذت می شوم وقتی می بینم که دانشجویانی که فکر می کردم که از عهده ساده ترین ها بر نمی آیند و جلسات اول غیر از یکی یا دو نفر کسی نظر نمی داد، الان نه تنها با قضایای پیچیده تر کنار می آیند بلکه حتی اثباتهای خیلی خوشگل برای قضایا می دهند. خدا را شکر.
یک روز به یاد موندنی - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 14:36
 چند روز پیش که دوباره شدت نگرانی هام زیاد شده بود و مدام خوابهای بد می دیدم، به حدی که یک روز که رسیدم دانشگاه  زنگ زدم به یکی از دوستهام ( دوستهام همکارهای داخل  دانشکده هستند) و کلی اشک ریختم. نتیجه این شد که این دوست دوست داشتنی تدارک یک برنامه  مفرح را دید. منزل ما سه نفر دوست و همکار نزدیک هم ...
پستچی - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 14:35
"هیچ جاده ای در زندگی بن بست نیست. اگر باور نمی کنی، چند قدم جلوتر برو.  جاده دیگری باز می شود. تا وقتی نشسته باشیم، همه جا بن بست است!""نسل من به همه چیز عادت داشت. جنگ، بمباران، موشک باران، سرما، سهمیه بندی نفت و خوراکی ، تاریکی شبانه، قطع گاز، ترس و هر چیز دیگر... نسل من به نه شنیدن عادت داشت. اگ...
یک نظر که اشک به چشم می آورد... - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 14:35
به نام خداوند رحمتگر مهربان وَالضُّحَى ﴿۱﴾ سوگند به روشنایى روز وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ﴿۲﴾ سوگند به شب چون آرام گیرد مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى ﴿۳﴾ [که] پروردگارت تو را وانگذاشته و دشمن نداشته است وَلَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى ﴿۴﴾ و قطعا آخرت براى تو از دنیا نیکوتر خواهد بود وَلَس...
دنیا در حال تغییر و گذر است. - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 14:35
چند روزی است که دوستان راهنمایی و دبیرستان  همدیگر را پیدا کردیم و یک گروه  در تلگرام تشکیل دادیم. (راهنمایی و دبیرستان یکی بود.) در تمام دنیا پراکنده شده اند: آمریکا، کانادا، اروپا، استرالیا، تهران، ساری و رشت. تغییراتی که همه کرده اند.  چه در زندگی  و چه در شخصیت.  درسخوانها، زیاد و در هر شرایطی د...
برف - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 14:35
چه برف خوبی است وقتی گرم باشی. وقتی تا سر کار با ماشین گرم بیایی. وقتی سرکار گرم باشد. اصلا وقتی یک سرپناه گرم و لیوانی چای داشته باشی. پی نوشت به خدا: می دانم حواست به همه ما هست.
حواسمان را جمع کنیم - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 14:34
مادام کوترل: استاد نازنینی داشتیم در دوران دانشجویی. تلاش میکرد حرفهای درشت اجتماعی را به گونهای با شوخی و خنده بیان کند که آدم لذت ببرد.روز اول کلاس، آمد روی صندلی نشست و بیمقدمه و بدون حالواحوالپرسی رو به یکی از پسرهای کلاس کرد و گفت:"اگه امروز که از خونه اومدی بیرون، اولین نفر تو خیابون بهت میگفت...
تلاش - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 14:34
هپی: دلم می خواد یه روزی بهم بگی که اون چیکار کرد که موفق شد؟ ویلی: می خوای رمز موفقیتشو بدونی؟ برادرم می دونست چی می خواد. رفت دنبالش و گیرش آورد! رفت جنگل و موقعی که از جنگل دراومد بیست و یه ساله همه چی داشت! دنیا مثل صدف مروارید می مونه! اما این صدف مروارید رو آدم نمی تونه روی تشک رختخواب باز کنه...
محیط کار رویایی - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 14:34
http://almatavakollll.blogfa.com/post/2251 در اتاق روبرویی ام پسر جوانی پشت میز شیکش می نشیند. اگر او را توی خیابان ببینید ، مخصوصا با کوله پشتی اش و لباس های نیمه اسپرتش باور نخواهید کرد که مدیر یک انتشارات بسیار بزرگ است.انتشاراتی که چهار – پنج ساختمان دارد و حدود چهارصد کارمند. پسر آنقدر جوان است...

برچسب‌های مرتبط

یک روز به یاد ماندنی | یک روز به یاد ماندنی فیلم | خاطره یک روز به یاد ماندنی | پستچی چیستا یثربی | پستچی به انگلیسی | دنیا در حال نابودی | جمعیت دنیا در حال حاضر | بهترین گوشی دنیا در حال حاضر | برف چت | برف موزیک