هپی: دلم می خواد یه روزی بهم بگی که اون چیکار کرد که موفق شد؟
ویلی: می خوای رمز موفقیتشو بدونی؟ برادرم می دونست چی می خواد. رفت دنبالش و گیرش آورد! رفت جنگل و موقعی که از جنگل دراومد بیست و یه ساله همه چی داشت! دنیا مثل صدف مروارید می مونه! اما این صدف مروارید رو آدم نمی تونه روی تشک رختخواب باز کنه!
از نمایشنامه"مرگ فروشنده" که اتفاقا چند وقت پیش تئاترش را دیدم.
واقعا به مساله تلاش کردن و عشق به کاری که انجام می دهیم اعتقاد دارم. مدتی هست که به اندازه کافی تلاش نمی کنم و به اندازه کافی عشق نمی ورزم. برعکس خیلیها فکر نمی کنم که مقاله هایی که ننوشتم و موفقیتهایی که کسب نکردم، علتش ماندن در ایران بوده. علت عمده اش وقت تلف کردن خودم بوده وتلاشی که نکردم و عشقی که نورزیدم.
پی نوشت: گاهی ما از علت واقعی مشکل بی خبریم. مثلا به دانشجویان کلی تمرین منظم می دهی و کارگاه برگزار می کنی و ... و کلی غر می شنوی. و هر کاری می کنند تا از زیرش در بروند و یا تقلب کنند. و همین دانشجویان وقتی شروع به تحصیل در کشورهای خارجی می کنند از میزان بالای تمرینها و کارهایی که باید انجام بدهند تعریف می کنند که چقدر برایشان مفید است و انگار چیزی در ایران یاد نگرفته بودند!!!!
برچسب: تلاش,تلاش خودرو,تلاش خودرو ایرانیان تبریز,
نویسنده: یاسین کاشفی