بچه های دانشکده یک کانال تاسیس کردند، که توش راجع به مشکلات دانشکده و اساتید می نویسند. نه لزوما بد، ولی طنز و بدی هم قاطی کار است. برای من هم فرستادند که عضوش شوم. اول عضو شدم و خواندم. ولی بهشان گفتم مخالف هستم و راههای بهتری برای انتقال خواسته هایشان وجود دارد، گفتگو. چون بیان این چیزهادر این مقیاس، به نوعی فرافکنی و پخش نارضایتی هست. به نظرم تو جامعه ای که همه اگر چیزی حتی یک درصد منفی داشته باشد، همه آن را می بینند تا قسمت مثبتش، بیشتر به این سمت بردن درست نیست.
به هر حال اوایل خواستم دنبال کنم ولی دیدم این روزها در دانشکده بهم خوش می گذرد، با بچه ها می گوییم و می خندیم و بحث های علمی و غیر علمی می کنیم. از دیدن بچه ها شاد می شوم و روحیه می گیرم. چرا مطالبی را دنبال کنم که ممکن است حرف و سخنی در آن باشد که همه این شادیها و دلخوشیها را از بین ببرد؟ شاید بگویید اگر حرفی باشد یعنی دید من به بچه ها صرفا خوشبینانه بوده است ولی ترجیح میدهم که در این سادگی و خوشبینی ساده انگرانه غرق باشم تا حتی بخواهم واقعیت عریان را ببینم.
در کمال بی جنبگی از کانال بیرون آمدم.